تبليغاتX
اشک عشق
خدایا کمکم کن...
سلام دوستان خیلی وقت بود آپ نکرده بودم یعنی فرصتش نبود امروز یه شعر خوب براتون میزارم خدا کنه خوشتون بیاد خواهشا نظر بدین همه خصوصا  کسایی که برای اولین بار اومدن خوشحال میشم

روزگاريست كه من در پي عشق
به سر كوچه ي مرموز وفا مي نگرم
وبه هر حال در اين كوچه كه با رد تو ماءنوس شده
من به خاموشي اين خاطره ها مي نگرم
من به خاموشي يك مشت صدا
كه تو را به سوي خود مي خواند
من به خاموشي صد وعده ي پوچ
به سر كوچه ي مرموز وفا مي نگرم
 

 

اینم یه شعر دیگه که امیدوارم خوشتون بیاد

دروغ لطیف

او تمام مدت همين حرف را مي زند
سر به شانه ي خسته ام مي سايد
قلبش را پيشكش مي كند به ستاره هاي چشمانم
و اهسته با عشق مي گويد
دوستت دارم

اه من هميشه حقيقت را در حرف هايش گم مي كنم
و شانه هايم ناگاه تهي مي شوند
وقتي كه شانه هايش تكيه گاه دگري است
و او باز اهسته مي گويد
دوستت دارم

 

 

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط دلهره  | 

بیچاره عشق

بیچاره عشق که در قفس تنگ من و تو چگونه سوخت
مشت زد بر دیوارها
فریاد کشید
گریه کرد
و سوخت

افسوس ما عشق را سوزاندیم
من و تو

باور نمی کنم سقوط لبخند را
باور نمی کنم مرگ عشق را

دستان کدام ناشناس امروز در دستان توست
گرمی وجودت را به که بخشیدی

باور نمی کنم خاکستر عشق مونس تنهاییم شده
باور نمی کنم تو با من غریبه گشتی


چگونه توانستی دوباره اغاز کنی
چگونه توانستی اغاز کنی بدون عشق
و چه اغاز تلخی
حتی بدون خاکستر عشق.

+ نوشته شده در  ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط دلهره  | 

چه امیدی به سپیدی

 

باز هم شب شد
و من از ترس سیاهی و سکوت
چشم هایم را بار دیگر بستم

بستم چشم هایم را بر روی زندگی
تا فرو روم در عالم خیال
تا پرواز کنم به سبکی یک ابر

ولی افسوس که دلهره٬ارامش رویاهایم را بر هم زد
دلهره نیامدن روز در پس شب

چه امیدی به طلوع
و چه امیدی به سپیدی

به یاد دارم سرخی اندوه را در لحظه ی رفتنش
با غروبی سنگینتر ار همیشه
و وداعی دردناک تر از غم

چه امیدی به سپیدی....

 


+ نوشته شده در  ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط دلهره  | 

يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم

+ نوشته شده در  ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط دلهره  | 

 من عشق را در تو تو را در دل دل را موقع تپيدن و تپيدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني؟ خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني ؟

..................................

معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم :يک بخش اما ازوقتي تورا شناختم فهميدم عشق 3 بخشه :1 عطش ديدن تو:2 شوق با توبودن :3 واندوه بي تو بود

+ نوشته شده در  ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط دلهره  | 

سلام به دوستان

به وبلاگ تازه ی خودتون خوش اومدین

منتظر اپای قصه ی تنهایی باشین

بازم سر بزنید

+ نوشته شده در  ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط دلهره  |